ترانه سرگرمی سرگرمی کارت پستال روز پدر

ترانه: سرگرمی سرگرمی کارت پستال روز پدر

گت بلاگز اخبار ورزشی و نتایج مسابقات در جام جهانی ۲۰۰۶ بازیکنان علنا به برانکو توهین می‌کردند! / ابراهیم میرزاپور

دروازه‌بان پیشین تیم ملی فوتبال کشور عزیزمان ایران با اشاره به خاطراتش از جام‌جهانی ۲۰۰۶ آلمان، بیان کرد در این تورنمت بازیکنان علنا به سرمربی وقت تیم ملی توهین

در جام جهانی ۲۰۰۶ بازیکنان علنا به برانکو توهین می‌کردند! / ابراهیم میرزاپور

ابراهیم میرزاپور: در جام جهانی ۲۰۰۶ بازیکنان علنا به برانکو توهین می کردند!

عبارات مهم : ایران

دروازه بان پیشین تیم ملی فوتبال کشور عزیزمان ایران با اشاره به خاطراتش از جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان، بیان کرد در این تورنمت بازیکنان علنا به سرمربی وقت تیم ملی توهین می کردند.

به گزارش ایسنا، هنگامی که صحبت از جام جهانی و بازیکنان پیشین این تورنمنت بزرگ می شود، شاید ابراهیم میرزاپور نام آشناترین دروازه بانان فوتبال کشور عزیزمان ایران باشد که این تورنمنت را پشت سر گذاشته هست. او در دیدار کشور عزیزمان ایران برابر مکزیک در جام جهانی ۲۰۰۶ اشتباهی مرتکب شد که حالا به خاطر آن اشتباه هنگامی که صحبت از جام جهانی ۲۰۰۶ می شود همه اهالی فوتبال نام میرزاپور را در ذهن تداعی می کنند.

در جام جهانی ۲۰۰۶ بازیکنان علنا به برانکو توهین می‌کردند! / ابراهیم میرزاپور

دروازه بان پیشین تیم ملی فوتبال کشور عزیزمان ایران که در دوره سرمربی گری برانکو ایوانکوویچ مرد شماره یک و مورد اعتماد مربی کروات تیم ملی کشور عزیزمان ایران بود با حضور در ایسنا و گفت وگو با خبرنگاران به پرسشها مختلفی از جمله خاطراتش از جام جهانی ۲۰۰۶ اشاره کرد. در این گفت وگوی جالب میرزاپور بیان کرد با وجود این که رباط صلیبی پایش پاره شده است بود ولی بدون انجام عمل جراحی همراه با تیم ملی به جام جهانی رفت و به خاطر همین مصدومیت آن اشتباه تاریخی را در دیدار برابر مکزیک مرتکب شد.

در ادامه گفت وگوی ایسنا را با ابراهیم میرزاپور می خوانید:

دروازه‌بان پیشین تیم ملی فوتبال کشور عزیزمان ایران با اشاره به خاطراتش از جام‌جهانی ۲۰۰۶ آلمان، بیان کرد در این تورنمت بازیکنان علنا به سرمربی وقت تیم ملی توهین

درباره اوضاع خودتان صحبت کنید. الان چه کار می کنید و آیا فعالیت فوتبالی دارید یا خیر؟

پس از آن که فوتبالم به آخر رسید دو تا سه سال است کار مربیگری را شروع کرده ام و مدتی در تیم فوتبال پاس همدان در کنار آقای مهابادی بودم و دو سال است که با تیم گل گهر سیرجان همکاری می کنم. متاسفانه این آخرهای هم شرایطی به وجود آمد که نتوانستیم همکاری مان را با کلوب ادامه دهیم.

به پاس همدان اشاره کردید. می خواهیم راجع به اوضاع این تیم هم صحبت کنید که به لیگ دسته سه سقوط کرده است.

قبل از این که به پاس بپیوندم می شنیدم که این تیم پرسشها مالی زیادی دارد و آن سالی که من به این تیم ملحق شدم سال قبلش آن ها به مقام سوم رسیده بودنند و نتیجه های خوبی کسب کرده بودند ولی در حالی که قرار بود قرارداد بعضی بازیکنان را بیش تر کنند، این اتفاق رخ نداد. من با این ذهنیت که قرار است تیم تقویت شود به آن جا رفتم و با وجود این که در یارگیری خوب عمل کردیم، تیم با گذشت وقت شرایطش خوب نبود آیا که به بازیکنان قول داده بودند ۲۰ درصد از قراردادشان را بدهند ولی ندادند. از همان اول ذهنیت بازیکنان نسبت به کلوب خراب شد و در ادامه چند مدیر عوض شد و ما هم دقیقا نمی دانستیم که چه اتفاقی رخ می دهد.

در جام جهانی ۲۰۰۶ بازیکنان علنا به برانکو توهین می‌کردند! / ابراهیم میرزاپور

می خواهیم راجع به جام جهانی صحبت کنیم. جام جهانی ۲۰۰۶ جهت کشور عزیزمان ایران خوب تمام نشد. از تجربیات تان از آن دوره و از آن تورنمنت برایمان بگویید.

تیمی که به جام جهانی ۲۰۰۶ رفت یکی از عالی ترین تیم هایی بود که فوتبال کشور عزیزمان ایران در اختیار داشت. زیاد بازیکنان از جام ملت های چین دور یکدیگر جمع شده است بودند و بیش تر بازیکنان از سال ۲۰۰۲ کنار تیم بودند. همان تیمی که با اوضاع خوبی در جام ملت های آسیا حاضر بود و به خاطر آن اتفاقات نتوانست به فینال جام ملت ها افزایش کند خودش را جهت مسابقه های مقدماتی جام جهانی آماده می کرد. شرایط تیم آن قدر خوب بود که یک بازی قبل از این که به آخر دوره مقدماتی برسیم و بازی با ژاپن را انجام بدهیم تیم به جام جهانی افزایش کرده بود. همه انتظار داشتند تیم در جام جهانی نتیجه های خوبی بگیرد ولی واقعا سطح توقعات از تیم ملی اوج رفته بود. خیلی ها می گفتند راحت می رویم و در آن جا با پرتغال مساوی می کنیم و مکزیک و آنگولا را شکست می دهیم و به دور بعد افزایش می کنیم. در صورتی که همان سال تیم مکزیک تیم سوم یا چهارم رده بندی فیفا بود. تیم پرتغال هم یکی از عالی ترین نسل های خودش را به جام جهانی آورده بود ولی ما با وجود تیم خوبی که داشتیم تعداد زیادی از بازیکنان مان مصدوم شده است بودند. ما قبل از جام جهانی یک اردوی بسیار خوب در سوییس داشتیم که از آن اردو سه یا چهار نفر بیش تر در جام جهانی فیکس بازی نکردند. علی کریمی مصدوم بود. مهدی مهدوی کیا با درد کمر دست و پنجه نرم می کرد و تعداد دیگری از بازیکنان هم از این نوع پرسشها داشتند. یعنی بیش تر بازیکنانی که آمدند که و در جام جهانی فیکس شدند از آن شرایط آرمانی دور بودند البته پرسشها حاشیه ای هم وجود داشت و اختلافی که بین شرکت تربیت بدنی وقت و فدراسیون فوتبال ایجاد شده است بود تاثیر زیادی روی بازیکنان گذاشته بود. به همین خاطر خیلی از بازیکنان اصلا در زمین بازی نمی کردند و یا من می دیدم به علت این که می دانستند به خاطر اختلافات شرکت تربیت بدنی و فدراسیون، آقای دادگان کنار خواهد رفت و در ادامه هم برانکو سرمربی کشور عزیزمان ایران نخواهد بود به همین خاطر علنا به برانکو توهین و بی احترامی می کردند. این شرایط به وجود آمده بود که باعث شد ما در آن تورنمنت نتیجه های خوبی نگیریم. تیم ما در بازی ها تا دقیقه ۵۰ یا ۶۰ خوب بود ولی در ادامه دچار یک افتی شدیم که آن هم به خاطر این بود که اکثر بازیکنانی که فیکس بازی می کردند در اردوی آماده سازی ما در سوییس نبودند. ما نتوانستیم نتایجی که همه انتظار داشتند را بگیریم در صورتی که واقعا تیم ملی در آن برهه از وقت این پتانسیل را داشت که نتیجه های خوبی بگیرد.

بازیکنان در جام جهانی ۲۰۰۶ می دانستند به خاطر اختلافات شرکت تربیت بدنی و فدراسیون، آقای دادگان کنار خواهد رفت و در ادامه برانکو هم سرمربی کشور عزیزمان ایران نخواهد بود به همین خاطر علنا به برانکو توهین و بی احترامی می کردند

دروازه‌بان پیشین تیم ملی فوتبال کشور عزیزمان ایران با اشاره به خاطراتش از جام‌جهانی ۲۰۰۶ آلمان، بیان کرد در این تورنمت بازیکنان علنا به سرمربی وقت تیم ملی توهین

این که گفته می شد بین بازیکنان دو دستگی ایجاد شده است بود را شما تایید می کنید؟

در همه مواقع ۴ یا ۵ بازیکن گاهی با یکدیگر بودند. این را نمی توانیم بگوییم که باندبازی می کردند. ولی اختلاف نظرهایی بین بازیکنان وجود داشت که طبیعتا در هر گروه و تیمی به وجود می آید. ولی آن چیزی که احساس کنم که به عنوان نمونه بازیکنی نخواهد به بازیکن دیگری پاس دهد را من ندیدم .شاید هم واقعا وجود داشته ولی من ندیدم.

برانکو از نظر فنی مربی بسیار خوب و بادانشی است ولی بعضی می گویند از نظر مدیریتی نمی توانست به خوبی عمل کند و حاشیه های تیم را جمع کند. شما خودتان به بی احترامی بازیکنان به سرمربی تیم اشاره کردید. نظرتان راجع به عملکرد برانکو در جام جهانی چیست؟

در جام جهانی ۲۰۰۶ بازیکنان علنا به برانکو توهین می‌کردند! / ابراهیم میرزاپور

قبل از این که برانکو سرمربی تیم ملی شود، به عنوان دستیار فعالیت می کرد و کارهایی با عنوان تمرین دهندگی را در دستور کارش قرار می داد و شخصیت خودش طوری بود که دوست نداشت به کسی بی احترامی کند و یا کاری انجام دهد که بازیکنان از دستش ناراحت شوند. هر لحظه تلاش می کرد احترام خودش و بازیکنان را نگه دارد. تنها جایی که این گونه حواشی که به آن اشاره کردم به وجود آمد در جام جهانی بود. ما در تورنمنت های قبلی هیچ وقت چنین مسائلی را در تیم نمی دیدیم. در آن جام جهانی به خاطر همان حرف و حدیث هایی که قبلش به وجود آمد کمی حاشیه های تیم بیش تر شد.

انتقادات در مورد حضور بعضی بازیکنان، روی عملکرد تیم تاثیر نمی گذاشت؟ به عنوان نمونه در مورد خود شما می گفتند شاید گزینه بهتری در آن مقطع وجود داشت که دروازه بان شماره یک کشور عزیزمان ایران شود.

این فشارها و انتقادها روی من هم تاثیر می گذاشت ولی این در اختیار من نبود که به تیم ملی دعوت شوم یا خیر.سرمربی از من می خواست جهت تیم ملی بازی کنم. من که نمی توانستم بروم و بگویم من را بازی نده. سرمربی تصمیم می گرفت و من هم تابع تصمیم سرمربی بودم ولی واقعا گاهی اوقات برایم جو سنگین می شد و از خودم می پرسیدم آیا باید اینقدر انتقاد نسبت به من وجود داشته باشد.

گاهی مربیان بعضی بازیکنان را بازی می دهند و بعضی ها را بازی نمی دهند. به طور مثال الان محسن مسلمان در پرسپولیس کم تر بازی می کند. قطعا او بازیکن تاثیرگذاری است ولی برانکو تصمیم گرفته بازی نکند؛ یا حتی در مورد رامین رضاییان خاطرم است با برانکو که صحبت می کردند می گفت صادق محرمی بازیکن به مراتب بهتری هست. ما از بیرون نشسته ایم شاید خیلی در جریان امور قرار نداشته باشیم.

به اختلافات شرکت تربیت بدنی وقت و فدراسیون فوتبال اشاره کردید. خاطرمان است در آن وقت حتی آقای احمدی نژاد، رییس جمهور بودند به تمرین تیم ملی آمدند و یک ضربه پنالتی هم به تو زدند. هنگامی که او به تمرین تیم ملی آمد آیا باز هم اختلافات میان دو طرف نمایان بود؟

در آن وقت مشکلی وجود نداشت. اختلاف بین شرکت ورزش و فدراسیون فوتبال بر سر بازی پرسپولیس و سپاهان بود. آن ها از قبل آینده نگری کرده بودند بازی فینال تک بازی باشد و هنگامی که پرسپولیس به فینال می رسد، شرکت تربیت بدنی وقت پیشنهاد می دهد بازی رفت و برگشت باشد. مسئله مهم هم از همین جا شروع شد و فدراسیون می گفت من نمی توانم مساله ای که از قبل آینده نگری کرده ام را یک شبه عوض کردن دهم. همان اول گفته بودیم تک بازی هست. من شنیدم اختلافات از همین جا شروع شد و قبل از آن اصلا اختلافی وجود نداشت.

برانکو ایوانکوویچ مربی توانمندی هست. او سبک خاصی در زمینه دروازه بانان دارد به طوری که هر لحظه یک دروازه بان شماره یک در تیمش دارد و دروازه بان دوم می داند قرار است در این تیم به عنوان دروازه بان دوم فعالیت کند. به نظرت این که دروازه بان شماره یک احساس کند رقیب جدی ندارد، باعث پیشرفتش می شود یا به او ضربه می زند؟ اصلا در دوره خود شما که دروازه بان شماره یک تیم ملی بودید آیا به نظرت دروازه بان بهتر از تو هم وجود داشت؟

در دوره من رحمتی، طالبلو و دروازه بان های زیاد دیگری بودند. ما در بیش تر اردوها کنار هم بودیم. هیچ وقت این ذهنیت را در خودم ایجاد نکرده بودم که هنگامی که دروازه بان شماره یک هستم بعد نیاز به تلاش و تمرین ندارم. من در آن مقطع رقیبان خوبی را در تیم ملی داشتم ولی تصمیم سرمربی بود که بازی کنم. من اگر در آن مقطع برابر ضعیف ترین تیم ها هم بازی می کردم مطمئنا با همان انگیزه زیاد به میدان می رفتم. من گل بد خورده ام و سوتی هم داده ام ولی هر لحظه در سطح بالایی قرار داشته ام. می خواهم به مطلبی در این باره اشاره کنم. زمانی که ما از جام جهانی برگشتیم آقای دادگان برکنار شده است بود. برانکو هم از همان آلمان به کشور خودش رفت و شرایط تیم ملی اصلا مناسب و خوب نبود. در آن مقطع کیومرث هاشمی، سرپرست فدراسیون فوتبال شده است بود که آقای قلعه نویی را هم به عنوان سرمربی تیم ملی گزینش کردند.

در آن مقطع تیم ملی باید جهت مسابقه های جام ملت های آسیا آماده می شد. قلعه نویی ابتدا من را به تیم ملی دعوت نکرده بود و دروازه بان دیگری را دعوت کردند که آزمون دوپینگش مثبت اعلام شده است بود و بعد دوباره به من گفتند که به تیم ملی بیا. در خاطرم است هنگامی که به اردوی تیم ملی رفتم، از بس دویدم پاهایم مصدوم شد و نمی توانستم راه بروم. به همین خاطر چند روزی تمرین نکردم. در آن مقطع خیلی ها می گفتند میرزاپور نمی خواهد همراه تیم ملی برود و خودش را به مصدومیت زده است.

در آن مقطع امیر قلعه نویی از من خواست با همین مصدومیت کنار تیم حضور داشته باشم من هم گفتم مشکلی ندارم اگر شما بخواهید می آیم. در ادامه به مسابقه های مقدماتی جام ملت های آسیا رفتیم که باید در برابر سوریه در پایتخت کشور عزیزمان ایران بازی می کردیم. قلعه نویی آمد به من گفت تو در لیست ۱۸ نفره تیم من هم نیستی. من هم گفتم ایرادی ندارد همین که عضو تیم ملی باشم برایم بزرگ ترین افتخار هست. هر وقت که خودتان تشخیص دادید من بازی می کنم.در دیدار برابر سوریه با نتیجه یک بر یک بازی به آخر رسید و در ادامه باید برابر کره جنوبی و سوریه قرار می گرفتیم و ۴ امتیاز کسب می کردیم تا به جام ملت های آسیا می رسیدیم. در ادامه هنگامی که می خواستیم جهت بازی با کره برویم من مصدوم شدم و زانویم دچار ورم شد که امیر قلعه نویی از من خواست هر طور شده است جهت تیم بازی کنم که همان جا زانوی من را معاینه کردند گفتند آیا رباط پایت پاره شده است و تعجب کردند که من با این رباط پاره بازی می کنم. در ادامه برابر کره به تساوی رسیدیم و سوریه را هم شکست دادیم و به جام ملت های آسیا رفتیم.

به رباط پاره شده است پایت اشاره کردی شاید اگر این مصدومیت همراهت نبود، در دیدار برابر مکزیک آن اشتباه را مرتکب نمی شدی.

خیلی ها فکر می کنند ضربه پای من مسئله دارد و من اصلا بلد نیستم با پایم خوب کار کنم ولی از همان وقت که من وارد فوتبال شدم و ۱۸ یا ۱۹ سالم بود، دیداری برابر سپیدرود انجام دادیم که روی یک صحنه در برخورد با مهاجم حریف من صدای زانویم را شنیدم ولی نمی دانستم اصلا رباط صلیبی چیست. هنگامی که بعد درون دروازه ایستادم متوجه شدم اصلا نمی توانم روی پایم بایستم. حتی مربی تیم هم آمد گفت آیا درون دروازه قرار نمی گیری؟ در ادامه پیش دکتر رفتم ولی آن قدر امکانات مثل امروز نبود که از پایم ام آرآی بگیرند. پزشکی پایم را یک ماه در گچ گرفت.

بعد از آن هم نه فیزیوتراپی انجام دادم و نه کاری انجام دادم و آمدم و کارم را انجام دادم. در ادامه فوتبالم هنگامی که به فولاد اضافه شدم در تمرین ها متوجه شدم زانویم درد می کند. دو سه آمپول به پایم زدند که بعدها متوجه شدم نباید این کار را می کردم. با همین زانو پیش رفتم تا این که در نهایت به تیم ملی دعوت شدم. زمانی که در تیم ملی حضور داشتم قبل از بازی های آسیایی بوسان در یک تمرین زانویم خالی کرد. دکتر تیم ملی که در آن وقت آقای خانلری بود، زانوی من را معاینه کرد و گفت باید ام آرآی بگیرم. هنگامی که ام آرآی گرفتم به من گفتند رباطت پاره است چگونه با این زانو بازی می کنی. در آن وقت این گونه نبود که من از همه چیز اطلاع داشته باشم.

در آن مقطع به من گفتند اگر قرار باشد عمل کنی ۶ تا ۷ ماه از میادین دور خواهی بود و شاید جایگاهت در تیم ملی را از دست بدهی که به همین خاطر من هم قبول نکردم عمل کنم و گفتم با همین زانو کارم را ادامه می دهم. برانکو هم به من گفت هنگامی که یک روز به کرواسی رفتیم در آنجا پزشکی وجود دارد که می تواند زانویت را درمان کند. من هم با همان زانو کارم را ادامه دادم ولی به خاطر پارگی رباط پایم، شرایطم هیچ وقت خوب نشد. در ادامه دو هفته پیش از این که به جام جهانی برویم دوباره زانوی من خالی کرد و پایم ورم کرد. بعد از این که ورم پایم خوابید عضله پایم هم ضعیف شده است بود و ما با همین اوضاع به جام جهانی رفتیم. در بازی با مکزیک هم آن شرایط به وجود آمد و من زمانی که خواستم ضربه بزنم ناخودآگاه متوجه شدم که اصلا زانو ندارم و پایم این توان را نداشت که به توپ ضربه خوبی بزند.

کمی هم به عقب بروید. می خواهیم راجع به این عنوان صحبت کنید که اصلا از کجا فوتبال تان را شروع کردید و از کجا وارد فوتبال شدید؟

ما در شهرستانی زندگی می کردیم که نامش معمولان بود. در آن جا همراه عموها و دایی ام می رفتیم فوتبال بازی می کردیم. در آن مقطع من در پست مهاجم بازی می کردم. حتی در مسابقه های آموزشگاه ها آقای گل بودم تا اینکه در نهایت تیمی با نام بهزیستی معمولان تشکیل شد و یک روز که ما جهت بازی رفته بودیم از من درخواست کردند درون دروازه قرار بگیرم و دیگر از آن وقت به بعد به عنوان دروازه بان فعالیت کردم. بعد از آن که به ۱۷ سالگی رسیدم به خرم آباد آمدم که آن جا هم تیمی به اسم خیبر داشتم و زیر نظر سپاه پاسداران به نام فجر خرم آباد فعالیت می کردم.

دایی ام که در خرم آباد زندگی می کرد از من خواست در تمرین های فجر خرم آباد حاضر شوم که در آن مقطع در دسته دو بازی می کرد. زمانی که در تمرین های تیم حاضر شدم متوجه شدم دروازه بان دوم آن تیم می خواهد ازدواج کند و در تمرین ها حاضر نبود. بعد از نخستین تمرینی که انجام دادم مربی تیم از من خواست که قراردادم را امضا کنم و دو روز بعد هم به طور رسمی عضو تیم شدم و به عنوان دروازه بان ذخیره تیم فعالیت می کردم. هنگامی که هم دروازه بان مهم تیم مصدوم شد از من به عنوان گلر استفاده کرد و من هم توانستم توانایی هایم را نشان بدهم.

در ادامه مسابقه ها را پیگیری کردیم و در نهایت در حالی که می توانستیم به لیگ یک افزایش کنیم تیم بهمن به لیگ یک آمد. بعد از آن با وجود این که فجر سپاسی من را می خواست به پرسپولیس رفتم و در زمانی که فنایی تصادف کرده بود و پرسپولیسی ها دروازه بان نداشتند من به این تیم ملحق شدم. یک ماه با این تیم تمرین کردم و به من گفتند رضایت نامه ات را بگیر و بیا تا قرارداد ببندیم ولی کلوب خیبر به من گفت جهت صدور رضایت نامه باید پول بدهم که به خاطر همین صادر نشدن رضایت نامه نتوانستم به پرسپولیس ملحق شوم. در ادامه به چوکای طالش رفتم و پول رضایت نامه ام را هم دادند تا به این تیم ملحق شدم. بعد از این که چند روزی در تمرین های تیم حضور داشتم به من گفتند از فولاد خوزستان خواسته اند که در تمرین های ارزش حاضر شوم.

در آن مقطع مجید باقری نیا مربی فولاد بود. هنگامی که در تمرین های فولاد حاضر شدم از بازی من خوش ارزش آمد و گفتند که قراردادم را با آن ها امضا کنم. همان جا قراردادی به من دادند و امضا کردم. بعد از این که با فولاد به چالوس رفتیم تا اردویی برگزار کنیم آقای بگوویچ آمدند که با حضور او دو فصل من بازی نکردم تا این که در دیدار برابر پرسپولیس دروازه بان مهم مان بازی نکرد و من درون دروازه قرار گرفتم. من در آن بازی خیلی خوب بازی کردم و همه از عملکردم راضی بودند. از آنجا به بعد دیگر گلر فیکس فولاد شدم که بعد از آن یک بار آقای یاوری از من خیلی تعریف کرد و گفت دروازه بان تازه ظهور کرده هست. بعد از ۵ تا ۶ بازی وقت جلال طالبی به تیم ملی دعوت شدم.

خیلی ها فکر می کنند زمانی بلاژویچ من به تیم ملی دعوت شدم در حالی که جلال طالبی من را به تیم ملی برد. در مقطعی که مسابقه های جام ملت های لبنان بود احمدرضا عابدزاده و فنایی هم عضو تیم ملی بودند و من هم دروازه بان پنجم بودم. در نهایت هم نام من را خط زدند. بعد از این که جلال طالبی برکنار شد و تیم ملی به کشور عزیزمان ایران بازگشت کم کم من هم در تیم ملی فیکس شدم و در بیش تر اردوها بودم تا این که بلاژویچ آمد. در ادامه به اردویی رفتیم و پرسشها میان آقای بلاژویچ و پرویز برومند ایجاد شد و در کل به خاطر همین اتفاق ذهنیت بدی نسبت به برومند داشت. در ادامه هنگامی که در یک اردو پرویز برومند مصدوم شده است بود دیگر او را به تیم ملی دعوت نکرد. من و داود فنایی بودیم که در دیدار برابر بوسنی و هرزگوین او هم مصدوم شد و من دروازه بان تیم ملی شدم. بعد از آن دیگر در بیش تر بازی ها به عنوان گلر فیکس بازی می کردم.

در وقت مقدماتی جام جهانی ۲۰۰۲ و دیدار کشور عزیزمان ایران برابر بحرین حرف و حدیث های زیادی به وجود آمد. از بحث خوردن کشک و بادمجان به وسیله بازیکنان گرفته تا حواشی دیگر. حقایق را خودتان بگویید واقعا چه اتفاقاتی در آن بازی رخ داد؟

زمانی که بازی تیم مان در کشور دیگری بود هر لحظه چند روز جلوتر به آن کشور می رفتیم تا از نظر شرایط آب و هوایی خودمان را تطبیق ببخشیم. جهت بازی با بحرین به این کشور سفر کردیم. آن ها قبل از این که با کشور عزیزمان ایران بازی کنند با تایلند باید مسابقه می دادند. سه روز قبل از بازی به بحرین رفتیم و با در نظرگرفتن این که بحرینی ها با تایلند بازی داشتند و هواداران ارزش مشکلاتی در ورزشگاه ایجاد کرده بودند بازی بحرین برابر تایلند کنسل شد و به دو روز بعد موکول شد. به خاطر این عنوان بازی ما هم تا سه روز به تعویق افتاد و در روزهایی که در آنجا بودیم بحرینی ها حتی زمین تمرین به ما نمی دادند. عربستان شرایطی برایش به وجود آورده بود که هر طور شده است بحرین کشور عزیزمان ایران را شکست دهد و عربستان به جام جهانی افزایش کند. گاهی اوقات می رفتیم کنار ساحل و زیر نور پروژکتورها تمرین می کردیم و شرایط تمرین مساعد نبود. آقای بلاژویچ عادت خاصی داشتند و زمانی که تیم شام را صرف می کرد از ساعت ۹ تا ۱۲ شب آزاد بود و گاهی اوقات بازیکنان به بیرون می رفتند و دیر می آمدند.

آقای بلاژویچ عادت خاصی داشتند و زمانی که تیم شام را صرف می کرد از ساعت ۹ تا ۱۲ شب آزاد بود و گاهی اوقات بازیکنان به بیرون می رفتند و دیر می آمدند. این عنوان در شب بازی ها هم اتفاق می افتاد

یعنی شاید بازیکنان گاهی بیش تر از ساعت ۱۲ بیرون از هتل می ماندند؟

این که بازیکنان دیر می آمدند را نمی دیدم ولی گاهی شرایطی پیش می آمد که شاید خیلی از فرزند ها ۱۲ شب هم به هتل بازنمی گشتند. من خودم این پرسشها را ندیدم ولی این چیزها را واقعا شنیده ام. آن تیم واقعا شرایط خوبی نداشت. شبی هم که ما به دعوت سفارت مهمان بودیم، همه نوع غذایی جهت مان سرو شده است بود و خیلی از بازیکنان کشک و بادمجان خوردند. ولی باز هم می گویم آن تیم جهت بازی برابر بحرین آمادگی مورد نیاز را نداشت. از طرف دیگر یحیی گل محمدی هم مصدوم بود و ما را همراهی نمی کرد. حتی بحرینی ها جو سنگینی را هم در ورزشگاه ایجاد کرده بودند به طوری که با بلندگوهایی به زبان فارسی به بازیکنان فحاشی می کردند.

در ادامه هم که به ایرلند برخوردید و آن پرسشها اتفاق افتاد و رحمان رضایی هم یک پنالتی به حریف داد. رضایی را به خاطر این پنالتی سرزنش نکردند؟

نه کسی حرفی نزد. چون ما در بازی رفت واقعا عملکرد خوبی داشتیم و همه می گفتیم در بازی برگشت ایرلند را شکست می دهیم همین اتفاق هم افتاد ولی آن پیروزی جهت افزایش کافی نبود.

تو هم با بلاژویچ کار کردی و هم در دوره برانکو دروازه بان کشور عزیزمان ایران بودی. به نظرت اگر بلاژویچ می ماند جهت جام جهانی ۲۰۰۶ بهتر نبود و یا فکر می کنی برانکو بهتر بود؟

بلاژویچ مربی باتجربه ای است و موفقیت های زیادی به دست آورده و نمی شود گفت همه موفقیت ها را شانسی به دست آورده هست. او خیلی هم خوب در تیم ملی کار می کرد و من نمی دانم آیا به یک باره تصمیم گرفتند بلاژویچ را کنار بگذارند. البته آن سیاست ها جواب هم داد و این گونه نبود بلاژویچ از تیم ملی برود و تیم ضربه بخورد. ما بعد از بلاژویچ با برانکو در جام ملت های آسیا سوم شدیم و به جام جهانی هم افزایش کردیم. این که ما توانستیم یک بازی مانده به آخر مقدماتی جام جهانی به جام جهانی ۲۰۰۶ افزایش کنیم نشان داد که فدراسیون تصمیم بدی نگرفته است.

راجع به جام ملت های ۲۰۰۴ چین هم صحبت کن. هرچه در توان داشتید گذاشتی ولی تیم نتوانست به فینال برسد.

در آن سال واقعا تیم خوبی داشتیم و بازی های خوبی هم انجام دادیم.ژاپن در گروه ما اول شد و ما تیم دوم گروه بودیم و به همین خاطر باید به شهری می رفتیم که تیم اول گروه دیگری از ما میزبانی می کرد. پرواز کردیم و به شهری که کره جنوبی در آن اسکان دارد برسیم ولی به خاطر شرایط هوا پرواز انجام نمی شد. یعنی از ساعت ۶ عصر تا حدود ۶ صبح در فرودگاه معطل بودیم. یعنی آن شب را کلا در فرودگاه خوابیدیم. یک بازیکن آواز می خواند و یکی حرف می زد تا وقت بگذرد. خاطرم است آقای دادگان یک مسیر بسیار کوتاه را هزار بار پیاده قدم زد. خدا را شکر رفتیم و برابر کره جنوبی بازی خوبی انجام دادیم. در بازی با چین هم اتفاقات زیادی رخ داد و به طور مثال یک اشتباه داور روی علی کریمی نگرفت. بعد هم که بازی یک بر یک تمام شد و به پنالتی کشیده شد.

یحیی گل محمدی آن پنالتی چیپ را زد آن در حالی بود که بعضی می گفتند به عنوان نمونه علی کریمی خودش پنالتی نزده هست. آیا این عنوان را تایید می کنید؟

من این را نمی دانم آیا کریمی پنالتی نزد. البته ایمان مبعلی هم که پنالتی زد واقعا ضربه پای خوبی داشت و هر لحظه در تمرین ها پنالتی زن خوبی بود. یحیی گل محمدی هم که واقعا دوست داشت گل بزند و این گونه نبود که توپ به گل تبدیل نشود. بیش تر اوقات من با یحیی گل محمدی هم اتاق بودم. بعد از آن اتفاق تا دو روز گل محمدی اصلا صحبت نمی کرد. اگر ما بازی با چین را می بردیم شک نکنید که قهرمان می شدیم.

به توصیه ای در مورد بلاژویچ اشاره کردی مبنی بر این که بازیکنان را بعد از صرف شام آزاد می گذاشت. این اتفاق راجع به شب بازی ها هم صدق می کرد؟

بله. ما شب بازی هم آزاد بودیم. جهت من هم تعجب آور بود. حتی یک بار با عربستان بازی داشتیم و شب بازی به ما گفتند ۸ تا ۱۲ شب آزادید.

می خواهیم راجع به بحث مدیریت مربیان هم صحبت کنیم. این که حالا بلاژویچ و برانکو هر کدام شیوه های خاص خود را داشتند و این که بحث مدیریت چقدر در موفقیت هر تیم تاثیر دارد بحث دیگری هست. به نظر شما بحث مدیریت در میان مربیان چقدر روی موفقیت آن ها تاثیر دارد؟

شما شاید یک تیم بسیار خوب داشته باشید که عالی ترین بازیکنان را در اختیار داشته باشد ولی اگر مربی نتواند بازیکن را مدیریت کند و تیمش را به خوبی مدیریت کند، نتیجه نخواهد گرفت. الان می بینیم آقای شفر به استقلال آمده و با این تیم نتیجه می گیرد آیا که او توانسته خودش را به بازیکنان دیکته کند. همین که مربی خودش را به بازیکنان ثابت کند، باعث می شود بازیکن هم با تمام وجود جهت مربی بازی کند.

اگر مربی نتواند بازیکن را مدیریت کند و تیمش را به خوبی مدیریت کند، نتیجه نخواهد گرفت. الان می بینیم آقای شفر به استقلال آمده و با این تیم نتیجه می گیرد آیا که او توانسته خودش را به بازیکنان دیکته کند. همین که مربی خودش را به بازیکنان ثابت کند، باعث می شود بازیکن هم با تمام وجود جهت مربی بازی کند

یعنی یک ترسی میان بازیکنان از سرمربی وجود داشته باشد؟

نمی شود بگوییم وحشت ولی من می گویم باید میان مربی و بازیکن احترام وجود داشته باشد. آیا خیلی ها نمی توانند مربی بزرگی شوند. یکی از دلایل عمده اش همین بحث مدیریت هست. باید بلد باشی بازیکن را مدیریت کنی. خصوصا اگر بازیکن ایرانی مدیریت نشود شاید از نظر فنی و تکنیکی در سطح خوبی باشد ولی نمی تواند توانایی های خود را نشان دهد.

شما خودتان به جام جهانی ۲۰۰۶ اشاره کردید و این که بعضی بازیکنان حتی به برانکو سلام نمی کردند و یا می دیدید علی کریمی زیر ساک دکتر تیم لگد زد. این اتفاقات حاشیه ای چقدر در نتیجه های تیم ملی تاثیر گذاشت؟

درست زمانی که علی آبادی مصاحبه کرد و گفت همه را برکنار می کنم آن تیم که به جام جهانی ۲۰۰۶ رفت دیگر تیم نبود و هیچ کس کارش را درست انجام نمی داد. از برانکو هم واقعا کاری برنمی آمد. برانکو این گونه نبود که تیمش را نتواند مدیریت کند بلکه به خاطر حواشی موجود دیگر بازیکنان از مربی حساب نمی بردند. الان می بینیم در تیم ملی کی روش یک مدیریت منسجم دارد. گاهی تعویض هایی می کند که شاید مورد انتقاد بعضی قرار گیرد ولی هنگامی که بازیکن به زمین مسابقه می آید می بینیم چقدر تاثیرگذار هست. تیمش در قالب تاکتیک به حدی پیش برده که هر لحظه بخواهد از بازیکنی استفاده کند و یا استفاده نکند تاکتیک تیمش برهم نمی ریزد.

این اتفاقی نیست بلکه نشان دهنده برنامه ریزی و تلاش سرمربی تیم ملی هست. به نظر من کی روش جذبه و آن اتوریته مربی گری را دارد. از مربیان ایرانی هم شخصی مثل علی دایی این اتوریته را دارد. بازیکنان واقعا برایش جان می دهند. دایی با مدیریت و پرسشها فنی جهت تیمش در نظر می گیرد توانسته تا به حال نتیجه های خیلی خوبی در لیگ کشور عزیزمان ایران بگیرد. سایپا فصل قبل از نظر مالی شرایط خوبی نداشت ولی کم کم آمدند و در انتهای فصل چهارم شدند. به طور مثال من بگوویچ را خیلی دوست دارم ولی او از نظر مدیریتی نمی تواند مربی موفقی در فوتبال باشد.

قبل از جام جهانی ۲۰۰۶ انتقادات نسبت به شخص شما زیاد بود. خیلی ها می گفتند آیا باید میرزاپور دروازه بان اول کشور عزیزمان ایران باشد؟

بله. انتقادات زیاد بود و واقعا اشکم را درآوردند. خاطرم است زمانی که احمدی نژاد به تمرین تیم ملی آمده بود بعد از این که خواستیم به رختکن برویم هواداری روی سکوها ایستاده بود و به تنهایی به من فحاشی می کرد. هر لحظه در استادیوم ها عده ای بودند که دوست نداشتند من دروازه بان تیم ملی باشم. شاید در استادیوم ده ها هزار نفر باشند در میان آن ها هزار نفر به من توهین کنند ولی هنگامی که در یک استادیوم خالی یک نفر شروع به فحاشی کردن می کند قاعدتا من هم پاسخش را می دهم. بعد از این اتفاق آقای احمدی نژاد گفتند میرزاپور آمده و من را زده است! بعد هم من گفتم رسانه ها آن قدر از من انتقاد کرده اند که اشکم درآمده است که به من گفتند ایرادی ندارد رسانه ها کارشان همین است.

اگر بپذیریم علیرضا بیرانوند در حال حاضر گلر اول تیم ملی و ا نتخاب کی روش جهت جام جهانی خواهد بود در حال حاضر باز هم شرایطی که جهت تو رخ داد جهت بیرانوند رخ می دهد یعنی انتقادات نسبت به بیرانوند بسیار زیاد شده است هست. می خواهیم بدانیم چقدر این انتقادات را منطقی می دانید؟

انتقاد خوب است ولی انتقاد باید سازنده باشد نه این که به صورت غلط مطرح شود. من آدمی نبودم که بگویم چون بهترینم کسی نباید از من انتقاد کند. به عنوان نمونه دوره ای که من بازی می کردم هنگامی که یک بازی بد بودم روزنامه ها علیه من مطلب می نوشتند ولی فردای آن روز که عملکرد خوبی داشتم نمی گفتند که عملکرد خوبی داشتم. من می گویم نباید فقط نقاط ضعف یک نفر را در نظر بگیریم.

این اتفاق نشان می دهد گاهی بعضی رسانه ها دنبال ضعف یک نفر هستند تا انتقاد کنند. به راستی انتقادی که سازنده باشد را آیا نباید قبول کنیم؟ الان هم که اگر انتقاد می شود اگر واقعا بحث تخریب مطرح نشود و واقعا انتقادات دلسوزانه و سازنده باشد دروازه بانان تیم ملی هم قبول می کنند و می پذیرند ولی اگر آن ها احساس کنند یک گروه و یک جناحی می خواهند یک نفر باشد و یک نفر دیگر از تیم ملی کنار برود، قاعدتا روی عملکردشان در تیم ملی تاثیر می گذارد و ذهن بازیکن را خراب می کند.

گاهی بعضی دروازه بانان گل های بدی می خورند که همین عنوان انتقادات شدیدی را به سمت آن ها روانه می کنند به طوری که بعضی به عنوان نمونه می گویند فلان دروازه بان در حد تیم ملی نیست. این گونه انتقادات چقدر روی عملکرد آن ها تاثیر می گذارد؟

کسانی که به تیم ملی ملحق می شوند مطمئن باشید باکیفیت ترین دروازه بانان کشور عزیزمان ایران هستند. این گونه نیست که یک نفر به آسانی به تیم ملی ملحق شود و کیفیت خوبی نداشته باشد. این که یک دروازه بان به تیم ملی دعوت می شود مطمئن باشید اتفاقی نیست و بر اساس توانایی هایش هست. مطمئن باشید هر سرمربی عالی ترین نفرات را گزینش می کند آیا که اگر تیم نتیجه نگیرد نخستین نفر همان سرمربی تحت فشار قرار خواهد گرفت.

در مورد بیرانوند و حسینی هم باید بگویم هر دو دروازه بانان بسیار خوبی هستند و مثل همه دروازه بان ها گل های بد هم خورده اند و این طبیعی هست. این گونه نباید باشد که یک دروازه بان را به خاطر یک گل بد نابود کنیم. درست است که یک دروازه بان گاهی یک گل بد دریافت می کند ولی در بازی های بعدی قطعا جبران خواهد کرد. بزرگ ترین دروازه بان های دنیا هم چنین اتفاقاتی برایشان رخ می دهد.

دروازه بانان تیم ملی را در حال حاضر چطور ارزیابی می کنید؟ البته در بین دروازه بان ها شانس بیرانوند جهت حضور در درون دروازه در جام جهانی بیش تر از دیگران است.

بیرانوند در سال هایی که در تیم ملی حضور داشته نشان داده دروازه بان باکیفیتی هست. حالا شاید بعضی می گویند توپ زیاد روی دروازه اش نمی آید ولی این که تیم ملی کم گل خورده قطعا یکی از عناصرش علیرضا بیرانوند بوده است.در چند سال اخیر هم که بازی کرده با بازیکنان تیم هماهنگ شده است هست. بازی کردن در تیم ملی و با کلوب بسیار متفاوت هست. شاید شما در کلوب عملکردی داشته باشید ولی نتوانید همان عملکرد را در تیم ملی ارائه دهید. به نظر من بیرانوند دروازه بان قابل اعتمادی جهت کشور عزیزمان ایران هست. البته سایر دروازه بان ها هم واقعا شرایط خیلی خوبی دارند و شاید اختلاف ارزش فقط چند درصد باشد و این گونه نیست که یک دروازه بان ۱۰۰ باشد و بقیه ۳۰ یا ۴۰.

سیستم دروازه بانان تیم ملی تقریبا شبیه یکدیگر است آیا که آموزش های همه مثل هم بوده است و در کشور عزیزمان ایران این گونه نیست که یک دروازه بان بیاید و اصول حرفه ای را از پایه آموزش ببیند. آن وقت که من به تیم ملی آمدم و انتقادات زیادی به من می شد. من نه در رده جوانان و نه در رده نوجوانان جهت تیم ملی بازی نکرده بود. من در لیگ دو بازی کرده بودم و آموزش حرفه یی ندیده بودم. بعد از دو سال که به فولاد رفتم در آن جا یک مربی خارجی آمد و تازه به من تکنیک توپ مهار کردن را آموزش می داد. واقعا یکی از پرسشها فوتبال کشور عزیزمان ایران همین است.

در اروپا استعدادیاب ها می روند بازیکن ۱۰-۹ ساله را می آورند و اصولی به او فوتبال آموزش می دهند. به بازیکنان ۱۰-۹ ساله تکنیک می آموزند و کم کم که بزرگ شد به او تاکتیک را یاد می دهند و بازیکن زمانی که به سن ۱۸ تا ۱۹ سالگی رسید همه چیز را می داند. بروید ببینید علی دایی چند سالگی فوتبالیست شد و به فوتبال کشور عزیزمان ایران معرفی شد.

تو دروازه بانی بودی که نه جهت استقلال و نه جهت پرسپولیس بازی نکردی. حسرت نداری که در یکی از این دو تیم حضور نداشتی؟

هر لحظه گفته ام که فوتبالم را مدیون فولادم ولی بعد از جام جهانی ۲۰۰۶ به استیل آذین رفتم. آن وقت هم از پرسپولیس و هم استقلال پیشنهاد داشتم. باید همان موقع به یکی از این دو کلوب می رفتم.

خب آیا به یکی از این دو کلوب نرفتی؟

خب در آن وقت گزینش من کلوب سایپا بود و به این تیم ملحق شدم. یکی از دلایلش هم همین پرسشها حاشیه ای بود. واقعا اشتباه کردم که در آن وقت با وجود این که پیشنهاد جدی از پرسپولیس داشتم و آقای کاشانی با من تماس گرفته بودند به پرسپولیس نرفتم.

خیلی ها می گویند عملکرد خوب علیرضا بیرانوند در تیم ملی به خاطر مدافعان خوبی بوده که در تیم ملی داشته هست. به راستی نقش مدافعان در گل نخوردن یک تیم چقدر است؟

دفاع فقط مربوط به خط دفاعی یک تیم نمی شود. تیم ملی تاکتیکی دارد که از نظر دفاعی بسیار خوب عمل می کند.تیم ملی به طور کامل از نظر دفاعی خوب کار می کند و این گونه نیست که فقط خط دفاع خوب کار کرده باشد. زمانی که دفاع شما خوب کار کند، خب دروازه بان هم خیالش راحت تر است و با اطمینان کار می کند. اگر هم دروازه بان عملکرد خوبی داشته باشد و دروازه بان خوبی باشد خیال مدافعان هم راحت هست. این ها همه کنار هم می توانند یک تیم خوب را بسازند. تیم ملی و همین طور تیم پرسپولیس در کار دفاعی بسیار خوب کار می کنند. پرسپولیس قبل از این که قهرمانی اش مسجل شود به هیچ تیمی حتی وقت گلزنی نمی داد.

این حاصل زحمات خط دفاعی تیم و برانکو بود. بیرانوند واقعا عملکرد خوبی دارد و الان می بینیم روی خیلی از خروج ها موفق عمل می کند. این که می گویند به خاطر خط دفاع یک تیم گل نمی خورد و دروازه بان هیچ نقشی ندارد را قبول ندارم. خب مدافعان هنگامی که اشتباهی کنند پشت سرشان کسی است که می تواند این اشتباه را پوشش دهد.

واقعا اشتباه کردم که با وجود اینکه پیشنهاد جدی از پرسپولیس داشتم و آقای کاشانی با من تماس گرفته بودند به پرسپولیس نرفت

خیلی ها می گفتند شما روی خروج های تان مسئله داشتید، علت این مسئله چه بود؟

من هر لحظه دروازه بانی بودم که روی خروج ها عملکرد موفقی داشتم و همه این را می دانند. خیلی ها به من می گفتند تو دروازه بانی بودی که توپ را در بالاترین نقطه مهار می کردی. هیچ کس هم این مساله را به من نگفته بود و این عنوان کاملا ذاتی بود.

البته شما دروازه بان پنالتی گیر خوبی هم نبودید. حتی آقای احمدی نژاد هم به شما پنالتی زد و توپ ارزش به گل تبدیل شد.

پنالتی هر لحظه ۵۰-۵۰ هست. خیلی از بازی ها بوده که من پنالتی ها را مهار کرده ام.

گلی که از احمدی نژاد خوردید را عمدا خوردید؟

نه واقعا عمدا نخوردم. واقعا فکر نمی کردم که ضربه پای او اینقدر محکم باشد. خیلی ها می گفتند الکی و عمدا این گل را خوردم که این گونه نبوده است.

فکر می کنید آیا بیش تر دروازه بانان ایرانی روی خروج ها اشتباه می کنند؟

اگر بخواهیم فوتبال الان را با فوتبال گذشته مقایسه کنیم همه چیز متفاوت هست. کیفیت سانترها و ارسال توپ ها روی دروازه بسیار بالاتر رفته هست. الان توپ را طوری روی دروازه ارسال می کنند که با یک اشتباه دروازه بان به گل تبدیل می شود. ولی سال های قبل می دیدیم توپ را هنگامی که روی دروازه ارسال می کردند توپ ۲ ساعت روی هوا بود. الان واقعا سخت شده است هست. الان شرایط به گونه ای شده است که خیلی از دروازه بان های خوب دنیا کم تر از دروازه خارج می شوند چون کیفیت سانترها بالاست. در فوتبال ما هم تقریبا همین گونه است.

برای تیم ملی در جام جهانی چه نتیجه ای را آینده نگری می کنید؟

گروه ما هم سخت و هم جالب هست. خیلی از فوتبال دوستان دوست دارند تیم ملی کشور عزیزمان ایران برابر تیم های خوب دنیا بازی کنند و خیلی ها هم می گفتند بهتر بود در گروه ساده تری قرار می گرفتیم. به هر حال تیم هایی که به جام جهانی می آیند واقعا تیم های خوبی هستند. مراکش نشان داده تیم بسیار قدرتمندی است و نباید خیلی ها فکر کنند برابر تیم راحت ای قرار است بازی کنیم. ولی در مورد پرتغال باید بگویم این تیم که الان دارند از تیمی که در ۲۰۰۶ برابر کشور عزیزمان ایران قرار داده شد خیلی ضعیف تر شده است هست. آن سال رونالدو، دکو و فیگو را داشتند. درست است که آن ها قهرمان جام ملت های اروپا شدند ولی واقعا فوتبال باکیفیتی ارائه نمی دهند.

قبول دارید کریستیانو رونالدو سال ۲۰۰۶ با کریستیانو رونالدو سال ۲۰۱۸ هم متفاوت هست. یعنی الان دیگر رونالدو ستاره فوتبال دنیاست؟

آن وقت اوایل جوانی اش بود و الان یکی از ستاره های فوتبال دنیاست. بله این عنوان را قبول دارم.

برخی می گویند با توجه به آشنایی کی روش از تیم ملی پرتغال دارد شاید به آسانی برابر این تیم شکست نخوریم.

من هم با این نظر موافقم ما برابر پرتغال راحت نمی بازیم. ما جلوی آرژانتین هم عملکرد خیلی خوبی داشتیم و روی مهارت مسی گل خوردیم. فکر نمی کنم پرتغال نیرومند تر از آرژانتین باشد.

فکر می کنید چند امتیاز در جام جهانی کسب کنید؟

فکر می کنم شاید سه امتیاز بگیریم.

بهترین مربی که با او کار کردید چه کسی بود؟

نمی شود اسم ببرم چون واقعا هر مربی چیز جدیدی به آدم یاد می دهد. همه ارزش را دوست دارم و واقعا برایم زحمت کشیدند. مجید باقری نیا، بگوویچ، بلاژوویچ، برانکو و خیلی های دیگر واقعا برایم زحمت کشیدند.

از بین مدافعان کدام مدافع را قبول داشتی و هر وقت بازی می کرد خیالت آسوده بود؟

یحیی گل محمدی زمانی که بازی می کرد واقعا عالی بود. زمانی که جلوی من بازی می کرد این احساس را داشتم که مقابلم بازیکنی باهوش قرار گرفته هست. او یک خونسردی خاصی داشت.

اگر بخواهی یک دروازه بان را نام ببری که عالی ترین دروازه بان تاریخ فوتبال کشور عزیزمان ایران است کدام دروازه بان را نام می بری؟

من از وقت عابدزاده را در خاطر دارم و متاسفانه بازی های آقای حجازی و خیلی های دیگر را ندیده ام. واقعا نمی شود به این پرسش خیلی درست جواب داد.

در تیم ملی اسپانیا دخئا دروازه بان اول هست. در این دروازه بان آیا نقطه ضعفی دیده ای؟

کشورهای اروپایی کم دروازه بان خارجی جذب می کنند چون واقعا دروازه بانان خوبی دارند چون برنامه ریزی های درستی دارند و از پایه روی بازیکنان کار می کنند. گلری مثل دخئا واقعا همه چیز را بلد هست. خیلی کم می شود از این دروازه بانان نقطه ضعف پیدا کرد. البته این گونه هم نیست که این ها اصلا گل نمی خورند و اشتباه نمی کنند.

گفت وگو از محمدعلی ایزدی – مهدی روزخوش

واژه های کلیدی: ایران | برانکو | ایرانی | فوتبال | فوتبالی | بازیکنان | فوتبالیست | جام جهانی | دروازه بان | برانکو ایوانکوویچ

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz